شهدا




ازتو مي خواهم بنويسي
ازتوئي که سعادتت يارت شد وزائر وادي عشق شدي
از تو که فکه را ديدي، حکايت هايش را شنيدي

از تو که طلائيه را ديدي و غربت شهيدان را
با تمام وجودت حس کردي

تو که در خاک پاک شلمچه نفس کشيدي
و هم ناله شهيدانش شدي

تو که وسعت بي انتهاي اروند را ديدي
و صداي ناله لب هاي خشک شهيدانش را شنيدي

از تو که توفيق رفتن به دهلاويه را داشتي
و سکوت پر رمزش را به صداي پايت شکستي

ازتو مي خواهم که بنويسي
ازعشق ،‌از شهادت ،‌از غربت ، از گمنامي ،‌
از مظلومي ، از رشادت ، از شهامت

ار هرآنچه که شهيدان با زبان بي زباني باتو گفتند
وقلبت را تصرف کردند و دست و پاي دلت را
در زنجيرعشقي خدائي کردند

وشايد تا به حال نميدانستي که
پس از آن سفر نوراني
تو رسول شهيداني
که پيام خون پاکشان را
با تمام وجودت به گوش همه برساني

همه انها که زماني بيدار بودند و شايد اينک خواب...
همه آنها که از ابتدا خواب بوده اند و هنوز نيز ...
همه آنهائي که مي خواهند بيدار شوند و نيازمند تلنگري ...

پس بسم الله ........



♥ شادی روح شهدای عزیزمون صلوات ♥

مـــَــرد...

اونایی بودن که واسه خاطر حفظ ناموس مردم رفتن جنگ

نه اونائیکه سر ناموس مردم در جنگند

کسانی که از تمام هست و نیستشون گذشتن!

یه عده زیر زنجیر تانک با بدن های له شده...

یه عده هم روی مین فسفری ذره ذره آب میشدند حتی جیک هم
 
نمیزدن تا عملیات لو نره و سایر همرزماشون شهید نشن! و فقط
 
بوی گوشت کباب شده بود که...

یادمون نره کی بودیم
 
یادمون نره کی هستیم
 
یادمون نره چرا هستیم

و در آخر یادمون نره خیلی خون ها ریخته شد تا من و تو توی
 
آرامش باشیم

♥ شادی روح شهدای عزیزمون صلوات ♥

»» وصیت نامه شهید همت

»» وصیت نامه شهید همت
ادامه نوشته

يادي‌از‌شهداء

بابا جان ! مي‌خواهم از لحظات بي‌تو بودن بگويم. روزهايي كه با ياد تو گذشت. از تنهايي‌هايم. مي‌خواهم با تو حرف بزنم. گوش مي‌كني ؟
تو صداي مرا كه از نگاهم شعله مي‌كشد به خوبي مي‌شنوي...........
ادامه نوشته

شهیدی که ریش خود را پرفسوری می زد!

شهیدی که ریش خود را پرفسوری می زد!

ادامه نوشته

فرماندهی که با 40 نفر صدام را تا پشت بستان به عقب راند+عکس

فرماندهی که با 40 نفر صدام را تا پشت بستان به عقب راند+عکس
ادامه نوشته

چند اس ام اس يا شعر كوتاه به مناسبت هفته دفاع مقدس تقديم به شهداي دفاع مقدس

برق نگه تر تو مي گفت حسين

دل در تب دلبر تو مي گفت حسين

آن دم كه سرت از بدنت دور افتاد

هر قطره ز حنجر تو مي گفت حسين

ادامه نوشته

برای سید شهیدان اهل قلم، مرتضی آوینی که حدیث نفس ننوشت

سخن شهيد آويني

مرتضی یعنی پسندیده، خوشنود، برگزیده

گمنام ترین و غریب ترین  و بهترین شهدایی که من می شناسم نامشان مرتضی بوده

از اولیشان که امام العارفین و امیرالمومنین بود و هنوز کسی نمی تواند ادعا کند او را آنچنان که بود می شناسد

تا شهید مطهری که اگر کتابهایش نبود، نمی دانم مقصد قدم هایم کدام بیراهه می شد

تا شهید گمنام شهر ما

تا تو ...

تو که یک روز هرچه

ادامه نوشته

شهید محمدرضا شفیعی، شهیدی که پس از 16 سال پیکرش سالم به وطن برگشت

شهید محمد رضا شفیعی را می شناسی؟ شهیدی که پس از 16 سال پیکرش سالم به وطن برگشت؟

 می خواهی او را بشناسی ، اگر دلت آماده است بخوان:

دوست داشتی به همه کمک کنی ، همیشه کمک من بودی نمی گذاشتی دست تنها بمانم. حالا دستهای تنهای مرا رها می گذاری؟ من که باور نمی کنم.

.............

11ساله بودی  که بابایت از دنیا رفت . یادت هست من  گریه می کردم و تو به من گفتی:« گريه نكن من هم گريه ام مي گيرد. براي مرد هم خوب نيست گريه كند. بابا رفت من كه هستم.» می دانم که هستی هیچ کس حضور پسرش را اینقدر پررنگ در کنار خود ندارد.

.............

14 ساله بودی که رفتی و

ادامه نوشته

هنوز هم می توان شهید شد اما...

،راه شهادت بسته نیست

هنوز هم می شود شهید شد

 
راهی برای عبور از معبر تنگ شهادت

 اما هنوز شرط شهید شدن ،

 

 شهادتانه زیستن است.